تبلیغات
چــوک °گــچـــیـن ° - سوتی مو داخل مدرسه
چــوک °گــچـــیـن °

سوتی مو داخل مدرسه

26 شهریور 89

سلام بچه ها..

یادمه دبیرستان که بودم پیش همه سوتی می دادم و دیگه واسه همه

عادی شده بود.تو مدرسه  که خوابگاه هم داشت درس می خوندم..

برادر  مدیرمون رئیس آموزش و پرورش شهر بود واسه همین همیشه

تو مدرسه سمینار و جلسه و این چیزا داشتیم..

یه روز این آقایون اومده بودن واسه جلسه.

همون موقع هم کلاس زبان انگلیسی  تشکیل نشده بود و همه داشتیم

تو حیاط آب بازی می کردیم.همه لیوان به دست رو هم آب می ریختیم.

چشمتون روز بد نبینه پشت در واستاده منتظر دوستم بودم که لیوان آب

رو ش خالی کنم.روحمم خبر نداشت که آقای رمضانی داره میاد..

همه آب خالی شد رو تنش..!!!!!!!!!!!!

داشتم از ترس سکته می کردم .همه بچه ها خشکشون زده بود

اونم بدون اینکه چیزی بگه رفت تو اتاق مدیریت..

همه داشتن بهم دلداری می دادن که یهو اسممو شنیدم که نگهبان

داره میگه بیا  اون روزم گذشت..(خدا واسه هیچکی روز بد  نیاره)

یه روز دیگه اول صبح دیدم آقای رمضانی واستاده وسط حیاط.من و یکی دیگه از

دوستام رفتیم پیشش که ازش معذرت بخوایم( راستش رفتیم که یکم بخندیم..)

تا دید من دارم میام می دونست که یه کرمی می خوام بریزم.

تا رسیدم بهش الکی موبایلشو در آورد و وانمود کرد که داره حرف میزنه..

فکر می کنین چی شد؟؟؟؟

سوژه خنده یه هفتمون فراهم شد..

یهو موبایلش زنگ خورد.ما از خنده ترکیدیم.اونم گازشو گرفت که بره ..

تصور کنین یکی پیشتون با موبایل بحرفه یهو گوشیش زنگ بخوره اونم

معاون آموزش که واسه سوتی گرفتن رفتیم پیشش.بیچاره می دونست

چی در انتظارشه..

من و دوستم از پشتش را افتادیم گفتم آقای رمضانی عیبی نداره

پیش میاد دیگه.. دلم خنک شده بود حسابی کیف کرده بودم..

ازش خاطره زیاد دارم. باشه واسه بعد..




فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها